مصاحبه ...ع با شیرین ترکمندی

از شما عزیزان دعوت میکنم به مصاحبه صمیمانه عینک( ...ع ) عینک با سرکار خانم قلبشیرین ترکمندی قلب مجری و گوینده سیما ( البته سابق سیما ) و همچنین مدیر گروه جوان و دانش رادیو جوان ، چند لحظه ای درنگ کنید و متن این گفتگو را که اینجا گذاشته شده مطالعه فرمایید :

( ...ع ) : خب سلام عرض میکنم خدمت شما خانم ترکمندی و خیلی ممنونم که وقتتونو برای چند لحظه ای در خدمت طرفداران خود قرار دادید و همچنین خوشحالم که این توفیق نصیب من شد که این گفتگوی صمیمانه را با شما انجام دهم . خب اگه در ابتدا حرفی دارید بیان کنید تا بریم سراغ سوالاتی که باید دید چه مقدار از آنها را موفق میشیم بپرسیم و ان شاء ا... جواب قانع کننده ای هم بگیریم .

( ترکمندی ) : سلام عرض میکنم خدمت شما و همه مردم ایران و امیدوارم روز خوبی را شروع کرده باشید . در خدمت شما هستم و ضمنا سعی میکنم جواب هایم در حد ممکن و با رعایت چهارچوب هایی براتون قانع کننده و ملموس باشه ( خنده ) .

( ...ع ) : امیدوارم . برای اولین سوال ، البته سوال که نمیشه گفت ؛ برای آغاز گفتگو خودتونو بیشتر معرفی کنید تا به قول خودتون که میگید : گوینده ای که میگه من مایل نیستم خودمو معرفی کنم نمیداند که این ادب رسانه ای است . و ما هم در ابتدا از همین ادب رسانه ای برای مجری رسانه ای شروع میکنیم ، بفرمایید .

( ترکمندی ) : بله درست میگید . اوایل سال 74 بود که در رادیو مشغول به فعالیت شدم که تا الان میشه حدود 16 سال سابقه در رادیو . در ابتدا کارشناس تغذیه برنامه های علمی بودم ، بعد کم کم به نویسندگی روی آوردم و مقاله هایی نوشتم . سال ها سردبیر و تهیه کننده برنامه های علمی بودم . در حال حاضر هم حدود 4 سال است که مدیر گروه جوان و دانش رادیو جوان هستم .

( ...ع ) : در سیما چطور ؟

( ترکمندی ) : حضورم در سیما کاملا اتفاقی بوجود آمد . یه روز به توصیه یکی از دوستان در تست گویندگی سیما شرکت کردم و در مرحله اول پذیرفته شدم و مراحل بعد هم با موفقیت گذشت که البته حضورم در صدا هم بی تاثیر نبود ، و در نهایت در سیما هم پس از مدتی به عنوان گوینده خبر ، کارم را شروع کردم .

( ...ع ) : که خیلی هم موفق بودید .

( ترکمندی ) : ( خنده )

( ...ع ) : ببخشید که هی وسط حرفتون میام ، در ابتدا حضورتون در خبرهایی که اجرا میکردید طبق روال عادی خودش بود ولی هر از چند گاهی حضور شما با وقفه هایی بعضا طولانی مدت همراه میشد ؛ دوست دارم علتشو بدونم !

( ترکمندی ) : درسته همینطوره . خب شما باید دقت کنید که این برای هر کسی که تازه استخدام میشود صادق است یعنی در ابتدای شروع به کار ، فرد باید با جدیت بیشتری به حرفه خود بپردازد و مشغول به فعالیت شود تا خود و توانایی های خود را اثبات کند و وقتی حضورش تثبیت شد و اطمینان از وی به وجود آمد میتواند از آزادی عملی بیشتری استفاده کند . خب من به دلیل مشغله هایی که داشتم بعضا مجبور میشدم مرخصی هایی بگیرم که طبیعیه .

( ...ع ) : شاید همین طور باشه که شما میگید نمیدونم شاید با همین استدلال بشه مرخصی های یک ماهه را توجیه کرد ولی خب اگه از این بگذریم جابجایی های مکرر شما و قطع همکاری شما با خبرهایی که در آن جا افتاده بودید چه توجیهی داره ؟ حتما میدونید که گوینده های خبر با کار در همون شبکه ای که در آن فعالیت میکنند بیشتر شناخته میشوند و ممکن است در چند شبکه حضور داشته باشند ولی کم پیش می آید قطع همکاری کرده و جابجا شوند ؟!

( ترکمندی ) : خب مثل اینکه شما خیلی زود قضاوت میکنید . نه اینطور نیست که من خودم قطع همکاری کرده باشم یا آنها مایل به همکاری نبودند بلکه این یک توافق دوجانبه بوده که خود من هم راضی بودم و موجب شد که فشار کمتری را تحمل کنم . یعنی فکر میکنم این جوری بهتر میتونستم به مسئولیتی که داشتم برسم و کارم را با کیفیت بیشتری ارائه کنم . حتما میدونید بخش خبری 20:30 یکی از پرمخاطب ترین بخش های خبری و در عین حال پراسترس و وقت گیر برای گوینده است به همین جهت تصمیم گرفتم در بخشی دیگر که وقت بیشتری داشته باشم کار کنم که با مساعدت مسئولان شبکه این امر محقق شد .

( ...ع ) : نمیدونم ولی من باز هم از گفته های شما ، جدایی یکطرفه را برداشت کردم شاید من اشتباه متوجه میشوم !

( ترکمندی ) : ( خنده ) شاید .

( ...ع ) : خب بگذریم ، سوال بعدی ، بهترین خاطرات شما در کدام یک از بخش های خبری شکل گرفت ؟

( ترکمندی ) : ( کمی فکر ) خیلی سخته ولی میتونم با اطمینان بیشتری خبر 20:30 را انتخاب کنم . خب چون مدت زمان بیشتری در این خبر بودم خاطرات بیشتری هم به یاد دارم . اجرا در یک محیط صمیمی و کار در خبری که تازه بین مردم میخواست معرفی بشه خیلی جذاب و خاطره انگیز بود .

( ...ع ) : خوبه لااقل در این مورد هم نظریم ( خنده ) . اگه دوست دارین یکی از اون خاطرات را تعریف کنید .

( ترکمندی ) : یه روز سر خبر دیر رسیدم و زیاد فرصت نکردم خبرها را مرور کنم که در موقع خبر خوندن سرم از رو برگه جدا نمیشد و مواظب بودم اشتباه نخونم که خوشبختانه بخیر گذشت ولی بعد از اینکه خبرهای کوتاه را خوندم قرار بود گزارشی پخش شود که اون گزارش تازه درست شده بود و مثل اینکه یک سری مشکلات فنی پیدا کرده بود و من هم گفتم خب میریم گزارشی را که همکارانم آماده کرده اند به اتفاق ببینیم و منتظر شدم که پخش شود ولی هر چی صبر کردم چیزی نشد ، فکر کنم یه ده ثانیه ای شد بعد گفتم خب مثل اینکه مشکلی پیش اومده و یه کم حرف زدم و گفتم خب همکاران اشاره میکنند که آماده پخش است با هم میبینیم ولی باز چند ثانیه ای به نقطه ای خیره شدم و خنده ام را نگه داشتم و گفتم اگه دوستان به من بگن ... که گفتن درست شد و منم گفتم مثل اینکه درست شد ، میبینیم . که خیلی جلوی خنده ام را گرفتم و حسابی داشتم آب میشدم .

( ...ع ) : آره یادمه ، ببخشید ولی من تو خونه داشتم میخندیدم و لزومی بر توقف آن نداشتم برعکس شما . اون روز مانتوی قرمز هم پوشیده بودید ، درست میگم ؟

( ترکمندی ) : یادم نیست ، ظاهرا شما بیشتر خاطرتونه .

( ...ع ) : به نظر شما کار در رادیو سخت تره یا سیما و گویندگی ؟ یا بهتر بپرسم کار در جلوی دوربین یا فعالیت در هماهنگی و مدیریت برنامه ها و سامان دهی آنها ؟

( ترکمندی ) : نمیخوام به این سوال کلیشه ای جواب بدم و بگم هر کدوم سختی خودشو داره . ولی خب در همین اول و بدون دلیل هم که بخوام بگم باید بگم کار در جلوی دوربین و خوندن خبر یا اجرا با تمامی استرس ها ، خیلی راحت از هماهنگی های پشت دوربین هست . مسئولیت پذیری برای یک برنامه یا انجام هماهنگی یک مجموعه کاری به مراتب فشار کاری بیشتری را متحمل فرد میکند . به طور مثال چون خود من هر دوی اینها را که گفتید تجربه کردم میتونم براتون بیشتر این موضوع را باز کنم . از رادیو شروع میکنم ، میدونید وقتی برنامه ای قرار است پخش شود چندین نفر و حتی چندین مجموعه باید همکاری تنگاتنگی با هم داشته باشند تا کاری موفق از آب در بیاد . رادیو جوان از این لحاظ که اکثریت جامعه ما را جوانان تشکیل میدهند ، باید کار بیشتری را از آن انتظار داشت . قصد ندارم خیلی این موضوع را باز کنم ولی خب مواردی اشاره میکنم که از سختی کار این مجموعه و سمتی که هم اکنون دارم مطلع شوید و البته قانع ( خنده ) . برای ایجاد یک برنامه جدید باید نیاز سنجی شود که خود همین نیاز سنجی بر اساس چندین پارامتر صورت میگیرد بعد باید کارشناسی شود ، جلساتی برگزار شود و جمع بندی شود ، اطلاع رسانی شود ، موضوعات مورد بحث ، تحلیل و انتخاب شود ، گزارش تهیه شود ، زمان بندی ها و هماهنگی های لازم انجام شود و ... تا یک برنامه روی آنتن برود و در حین پخش هم ، کارها و اقدامات مختلفی برای هر چه بهتر ارائه شدن و تنوع آن باید صورت بگیرد تا خروجی خوبی را بتونیم متصور باشیم . که هماهنگی و انجام این قبیل کارهایی که اشاره کردم مسئولیت خطیری را بر دوش یک مدیر قرار میده . ولی خب اجرا در جلوی دوربین با یک مقایسه هر چند ظاهربینانه میتونه خیلی راحت تر از این مسئولیت باشه . درسته ؟

( ...ع ) : آره منم موافقم و گفته هاتونو کاملا قبول دارم ، حالا شما که تجربه کردید ولی ما فقط شنیدیم ( خنده ) .  

میتونم علت جدایی شما از گویندگی خبرو بپرسم ؟ چرا پس از چندین سال حضور موفق در این عرصه ، از خبر جدا شدید ؟ حتما میخواستید در اوج جدا بشید و همه را مشتاق بازگشت خود بذارید ؟

( ترکمندی ) : ( خنده ) نه ، خب جواب سوالتونو میتونید به راحتی از سوال قبلی برداشت کنید . کار در صدا و مسئولیتی که دارم وقت زیادی برای حضور در سیما برام نمیذاره ...

( ...ع ) : شما هم که میخواید با کیفیت بالا ارائه بدید !!

( ترکمندی ) : آره ( خنده ) وگر نه گویندگی خبر برای من راحت تر بود و استرس کمتری داشت . در ضمن هنوز ارتباطم با سیما قطع نشده و در برنامه های در حوزه کاریم مثل برنامه طلوع که یک برنامه علمی و جالب است حضور دارم ...

( ...ع ) : منظورتون حضور هر چند ماه یکباره دیگه ؟ درسته ؟

( ترکمندی ) : ( خنده ) هر وقت نیاز باشه برایم فرقی نمیکنه .

( ...ع ) : حضور خودتونو در خبر ورزشی چگونه ارزیابی میکنید ؟

( ترکمندی ) : خب میشه گفت این بخش با بقیه متفاوت تره ، هم از لحاظ زمان ، هم نوع خبر و اجرا . تجربه خیلی خوبی برایم بود و با سبک جدیدی از گویندگی هم آشنا شدم چون خوندن خبر ورزشی با خوندن خبرهای روزمره واقعا متفاوته و روحیه خاصی میخواد ...

( ...ع ) : و در نهایت باز هم جدایی ( خنده ) ؟!!!

( ترکمندی ) : ( خنده ) در مورد نحوه اجرا و ارزیابی کارم هم شما باید نظر بدید .

( ...ع ) : اگه به نظره منه فوق العاده بود . خیلی مهمه که در عرض چند دقیقه اجرا و در عین حال خبری متفاوت ، بشه یک حضور به یادماندنی و موفق را ارائه نمود .

( ترکمندی ) : لطف دارید .

( ...ع ) : البته فکر کنم سبک خبر " علمی فرهنگی هنری " هم متفاوت باشه ، درسته ؟

( ترکمندی ) : آره کمی فرق میکنه ولی خیلی زودتر میشه نسبت به خبر ورزشی به تغییر سبک خبر عادت کرد .

( ...ع ) : فکر کنم زیاد وقت ندارید و منم مجبورم سوالامو تموم کنم ؟ خب دوست دارم اگه حرفی با طرفداران خود که منتظر حضور بیشتر شما در سیما هستند ، دارید بزنید .

( ترکمندی ) : ممنونم از توجه این عزیزان و باید بگم من اصلا لایق این الطاف نیستم و امیدوارم همیشه و همه جا در همه امور خود موفق باشند .

( ...ع ) : از بزرگواریتونه که اینقدر فروتنید ، آره به نظر من هم شما لایق این الطاف نیستید چون خیلی کمه و باید بیشتر باشه و ماهم امیدواریم حضورتون در سیما پررنگ شود ، قول میدهید ؟

( ترکمندی ) : ( خنده )

( ...ع ) : خیلی ممنونم از اینکه با همه گرفتاری هایی که داشتید چند لحظه ای با ما بودید و از طرف خودم و همه مردم برای شما آرزوی موفقیت هرچه بیشتر میکنم .

( ترکمندی ) : خیلی ممنون ، خوشحال شدم ، امیدوارم جواب سوالاتونو گرفته باشید . خدانگهدار .

( ...ع ) : ( خنده ) خداحافظ .

بامن حرف نزن تمام بامن حرف نزن

/ 175 نظر / 469 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدیه

آپمممممممممممممممممممممممممممممم[پلک]

علی

سلام دوست من چشم ایشان را دیدم حتما خبرشان می کنم

popi4r

آپم زودبیا منتظرم[گل]

حميده

مصاحبه ي جالبي بود. تا ميتونستيد كش دارش كردينا؟؟؟ خوشم مياد كه رفتيد سراغشو بي خيالش نشدين

ائلیار

بی پنجره ای ، غریبه ای در وهمی عشق است اگر از آن نداری سهمی فهمیدن عشق عاشقی می خواهد یک روز بزرگ می شوی می فهمی . . . بی بهونه...

میثم

راستی چند سالشونه؟[لبخند]

مولادوست

سلام وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم به وبلاگ ماسربزنید منتظرحظورگرم شماهستیم التماس دعا[گل]

.

سلام علی آقا شما هم آدم جالبی هستی بنده هم از اجرای ایشون خیلی خوشم می آید اما چند سالی بود که ندیده بودمش تا وب شما رو دیدم بهتون می خوره از یه خانواده نسبتا مذهبی باشید عشق اگر از این سرو از آن سر است عاقبت ما را بدان شه رهبر است فکر می کنم شرح حال شما این بیت باشه : غلط است آنکه گوید که به دل ره است دل را دل من ز قصه خون شد دل تو خبر ندارد فقط می گم درکت میکنم . یاعلی

رعنا

[خنده] علی خیلی باحالی بابا خیلی خوشم اومد دمت گرم[نیشخند][زبان][گل][ماچ]