ღ خدایا پروندمو ببند ღ

سلام میدونید این روزا اون قدر کلمه تنهایی در ذهنم می چرخد و با روحم

درگیر می شود که با خودم فکر می کنم اگه نتونم زودتر رقیبی براش پیدا کنم

باید تا روزگاری نامعلوم ، در زیر سلطه غم و اندوهش زندگی کنم و در ازای

عشقی که صادقانه و معصومانه تقدیم کردم ؛ سیلی محکمی از بی احساسی

بعضی ها بخورم که برای همیشه یادم بمونه در ازای محبت زیادی ،

باید غم خیلی بیشتری را هدیه بگیری ؛ تا یک وقت یادت نرود هنوز

بی وفایی نمرده است . ღ 

 

دلنوشته ام را در ادامه مطلب ، حتما کامل بخوانید


باشد که نباشیم و بدانند که بودیم ...

[ ۱۳٩٠/٧/۱٩ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ ☼ علــــے ( ...ع ) ☼ ]